X
تبلیغات
روياي بي انتها - تخریب رابطه بین زن وشوهر(یا دو به هم زنی)!

روياي بي انتها

اجتماعي فرهنگي شخصي دبیر تاریخ کارشناسی ارشد تاریخ اسلام

تخریب رابطه بین زن وشوهر(یا دو به هم زنی)!!

الله سبحانه وتعالی ازدواج را مایه آرامش و سکون وانس والفت بین زوجین قرارداده اند، و می فرمایند:« ومن آياته ان خلق لكم من أنفسكم أزواجاً لتسكنوا اليها وجعل بينكم مودة ورحمه ان فى ذلك لآيات لقوم يتفكرون" »( و از نشانه های عظمت او(الله) این است که از خود شما انسانها برایتان همسرانی قرار داده تا با آنها آرام گیرید و بین شما دوستی (الفت)و رحمت برقرار فرموده ، بدون تردید در این، نشانه ها (و دلایلی بر  عظمت خالق) برای کسانی است که اندیشه می کنند.)

یکی از اهداف شریعت از امر ازدواج برقراری آرامش و همصحبتی و دوستی بین زوجین، به علّت در بر داشتن حکمتهای عظیم و فواید بسیار بزرگ است.

 

شارع مقدس ما را به تقویت بنیانهای دوستی و محبّت و دور انداختن موجبات اختلاف و افتراق بین همسران ترغیب فرموده، در این باره رسول الله صلی الله علیه وسلم فرموده اند: " استوصوا بالنساء خيراً...(با زنان خوشرفتار باشید ....) در جایی دیگر می فرمایند:" لايفرك مؤمن مؤمنة ان كره منها خلقاً رضى منها آخر"(هیچ مرد مؤمنی(شوهر مسلمانی)  بغض زن مؤمنی(همسرش) را به دل راه ندهد، زیرا اگر یک رفتار او را نپسندد، حتماً رفتار دیگری از او را می پسندد  ) رواه البخارى  همچنین فرمایش حضرت است که :" خيركم خيركم لأهله, وأنا خيركم لأهلى" {بهترین شما کسی است که با همسرانش از همه خوشرفتارتر باشد، و من (رسول الله صلی الله علیه وسلّم) با همسرانم از همه خوشرفتارترم}

به وجود آمدن مشکلات خانوادگی در خانواده مسلمان ،یکی از سنّت های الهی است و حتی خانه پیامبر (صلی الله علیه وسلّم) به خاطر یک حکمت الهی از این امر، مصون نمانده است.امّا الله عز و جلّ یک راهکار بسیار عالی برای تعامل و حل مشکلات و اختلافات خانوادگی  بین زوجین قرار داده اند، که تبلور آن را در این آیه می بینیم: :« واللاتى تخافون نشوزهنّ فعظوهنّ واهجروهنّ فى المضاجع واضربوهنّ فان أطعنكم فلا تبغوا عليهنّ سبيلاً ان الله كان علياً كبيراً»{ واگر از نافرمانی همسران خود بیم دارید (ابتدا) آنان را نصیحت کنید، (سپس با شیوه ی نرم و شرعی که بیان شده) در خوابگاهها از آنان جدا شوید و(اگر باز هم تأثیری نداشت)،( این بار به دستور شرع و نه با هوای نفس و به شیوه ای که در کتابهای دینی بیان شده و در آن ظلمی نسبت به حقوق همسر و آزار جسمی و روحی او نباشد ، اجازه دارید) آنان را بزنید و اگر از شما اطاعت کردند دیگر راه دیگری در مورد (تنبیه)ایشان در پیش نگیرید، همانا الله بلند مرتبه و بزرگوار است.}

 

دو به هم زنی و خراب کردن روابط بین دو هم آشیانه و همسر گناهی کبیره و بسیار عظیم است ، گناهی شبیه به سحر که :" فيتعلمون منهما ما يفرقون به بين المرء وزوجه"{که با آن بین زن وشوهر جدایی جدایی می افکندند}

 زیرا جدا کردن زن و شوهر از بزرگترین گناهانی است که ابلیس (علیه اللعنه) را شاد می کند همانگونه که پیامبر صلى الله عليه وسلم در حدیثی که امام مسلم رحمه الله روایت می فرماید فرموده: «إِنَّ الشَّيْطَانَ يَضَعُ عَرْشَهُ عَلَى المَاءِ ثُمَّ يَبْعَثُ سَرَايَاهُ فِي النَّاسِ فَأَقْرَبُهُمْ عِنْدَهُ مَنْزِلَةً أَعْظَمُهُمْ عِنْدَهُ فِتْنَةً، يَجِيءُ أَحَدَهُمْ فَيَقُولُ مَا زِلْتُ بِفُلاَنٍ حَتَّى تَرَكْتُهُ وَهُوَ يَقُولُ كَذَا وَكَذَا. فَيَقُولَ إِبْلِيسُ لاَ وَاللَّهِ مَا صَنَعْتُ شَيْئاً. وَيَجِيءُ أَحَدُهُمْ فَيَقُولُ مَا تَرَكْتُهُ حَتَّى فَرَّقْتُ بَـيْنَهُ وَبَـيْنَ أَهْلِهِ. قَالَ فَيُقَرِّبُهُ وَيُدْنِيهِ (ويلتزمه) وَيَقُولُ نِعَمَ أَنْتَ»{ شیطان تخت خود را بر آب می نهد سپس فرستادگان خود(شیاطین) را (به منظوز شرارت و لغزاندن بندگان الله به سوی گناهان بزرگ و کوچک) به میان مردم می فرستد، که نزدیکترین و محبوبترین آنان به او کسی است که فتنه ی عظیم تری را (در بین اولاد آدم علیه السلام برپا کرده باشد) تا اینکه یکی از آنان می آید و می گوید با فلان کس مشغول بودم تا اینکه بالاخره او را  در حالی ترک کردم که او چنین و چنان (کلمات بد و دور از ایمانی ) می گفت،ابلیس می گوید: نه به خدا تو کار چندانی انجام نداده ای. تا یکی از آنان(شیاطین) می آید و می گوید: من فلانی را ترک نکردم (و آنقدر او را وسوسه و اغواء کردم) تا باعث جدایی او از همسرش شدم بعد ،پیامبر صلی الله علیه وسلم ادامه دادند که : ابلیس از این کار او راضی شده او را به خود نزدیک می کند و او را همکار خود قرار می دهد و می گوید : به راستی تو خوب هستی! }روایت مسلم

 

دو به هم زنی و تخریب رابطه بین همسران چند صورت مختلف دارد که از جمله آنها می توان صورتهای زیر را نام برد:

1.     نمّامی و سخن چینی بین زن وشوهر و به بدی سخن گفتن در بیشتر اوقات

2.     تحریک کردن همسر نسبت به شوهر و پر کردن سینه ی او با بیان بدیهای شوهر یا تشویق او به خلع یا طلاق یا درخواست چیزهایی که حق او نیست و یا نشوز و خارج شدن او از اطاعت شوهر.

3.     بد بین کردن شوهر نسبت به همسر، با گفتن بدیها ، عیبها و بد اخلاقی های او یا بدگویی و غیبت خانواده همسر و تشویق شوهر به طلاق دادن زنش.

4.     دستور پدر به فرزند، برای طلاق دادن همسرش، بدون دلیل شرعی ؛ که در چنین شرایطی بر فرزند واجب است که همسر خود را طلاق ندهد، زیرا این کار ظلم بر همسر و معصیت الله است! زیرا مردی از امام احمد رحمه الله تعالی پرسید : پدرم به من دستور می دهد که همسرم را طلاق دهم (تکلیف چیست)؟ امام(رحمه الله) در جواب فرمودند: او را طلاق مده! مرد پرسید:  مگر عمر (رضی الله عنه) به فرزندش عبدالله دستور نداد که همسرش را طلاق دهد؟ فرمود: کی پدر تو مانند عمر رضی الله عنه است؟ شیخ الإسلام(ابن تیمیة)(رحمه الله) در باره مردی که مادرش به او دستور داده که همسرش را طلاق دهد می فرماید: برای او جایز نیست که همسرش را طلاق دهد، بلکه بر اوست که با مادرش نیکی و احسان کند! و طلاق دادن همسر اصلاً نیکی به مادر به حساب نمی آید.

5.     شرط کردن طلاق هووی دیگر از سوی یکی از همسران ،  چه بعد از قطعی شدن نامزدی و چه بعد از ازدواج. یعنی بر هردو زنی که در نکاح مردی هستند حرام است که از شوهرشان بخواهند که همسر دیگر را طلاق دهد زیرا این کار ظلم به انسانها و سوء ظنّ به الله تعالی و ضعف در ایمان به قضا و قدر الهی است که از آن نهی شده است:" لاتسأل المرأة طلاق أختها لتـكفأ مافى انآئها" {هیچ زن مسلمانی نباید از شوهرش  درخواست کند که خواهر مسلمانش (هوویش) را به خاطر به دست آوردن آنچه در ظرف او قرار دارد(یعنی نفقه و قسمت الهی که از مردش، نصیب او شده) ، طلاق دهد}" رواه الشيخان.

6.     تشویق زنی متأهل از سوی مردی بیگانه و راضی کردن او برای طلاق گرفتن از شوهر اوّل !! به این شرط که در صورت طلاق گرفتن از او با او ازدواج کند؛ این کار نیز حرام است، هرچند شوهر اول در حق آن زن ظلم هم کرده باشد، تا جایی که در مذهب امام مالک (رحمه الله تعالی) رأی بر فاسد بودن چنین عقدی داده اند زیرا قصد و نیت آن مرد منقوض و مردود است.  (پس عقد هر زنی (با چنین شرایطی) فاسد است)

7.      دخالت دیگری در نزاع و دعوای بین زن و شوهر و سعی در تحقق طلاق ، چه از طرف خانواده همسر چه از طرف خانواده شوهر یا غیره . بر هر کسی که از اختلاف بین زوجین خبر دارد واجب است که در مورد آن سخن نگوید مگر در صورتی که دو شرط زیر را دارا باشد:

اول: اینکه به او اجازه داده باشند و طرفین راضی به داوری و حکمیّت او باشند

دوّم: اینکه سخنان هر دو طرف را گوش کند تا صورت مسئله روشن گردیده، اوضاع را بررسی نماید و عدل و انصاف را بر قرار گرداند.

 

*بیشترین موارد تخریب روابط خانوادگی به دلیل ضعیف بودن و غلبه ی عواطف بر زنان، از سوی آنان اتفاق افتاده است زیرا کوچکترین سخنی در آنان تأثیر می گذارد و مانند شمشیری بر گردن مردان خویش فرود می آیند و چنین رفتارهایی از خانم ها بسیار دیده شده است.

*بسیاری از خانم ها نیز همیشه برای جدایی زن و شوهر تلاش می کنند که دلیل این کار آنان نیز حسادت یا غیرت بیش از حدّ ، فضولی یا ضعف ایمان و یا متأثر شدن ازتبلیغات رسانه های فاسد  است.

* بر هردو زوج(زن وشوهر) واجب است که از مجالس فتنه  و دوستانی که آتش فتنه را شعله ورتر می کنند ، دوری گزینند؛ و اگر همسر خانواده ای دارد که او را برای جدایی ترغیب و اغوا می کنند، و دچار مشکل می نمایند، لازم است از آنها دوری کند، البته  لازم است به قدر نیاز، حق خداوند در صله ی رحم را ادا نماید و در پیشنهاد باطلشان، با آنها همراه نگردد.

* کسی که بین زن و شوهری دو به هم زنی می کند، فردی ضعیف الایمان و کم آبرو است که بر نفس خویش ظلم روا می دارد، به حقوق دیگران تجاوز نموده، اهداف شیطان را تحقق می بخشد و الله تعالی روز قیامت در مورد این گناه از او بازخواست خواهد فرمود پس(از همه می خواهیم) به خاطر خدا تقوا پیشه کرده از این کار دست بکشند!!

*باید این حقیقت را دانست که هر قدر هم که وضعیت زناشویی زن وشوهر وخیم و اوضاعشان به دلیل کوتاهی شوهر یا ظلم او یا به علّت نافرمانی همسر یا کوتاهیش در حق شوهر، مبهم و نامشخّص باشد، باز هم بهترین چیز بقای زوجیّت و ادامه رابطه ی زناشویی است زیرا ممکن است گاهی خانه از محبّت خالی شود امّا باز هم چون مروت و مکارم اخلاق در آن حکم می کند سر پا وبرقرار می ماند و این اصل بسیار بزرگی است که شریعت ما را بدان رهنمون شده است و واقع امر نیز همین حقیقت را نشان می دهد. بنابر این هر مفتی و واعظ و خطیبی باید این اصل را رعایت نموده، ، در تحقق آن کوشش نماید، البتّه به شرطی که دریکی از زوجین مانع (حادّی) برای ادامه ی زندگی مانند انحراف اخلاقی شوهر یا همسر یا به وجود آمدن نفرت و کینه بین همسران در بین نباشد؛ که در چنین حالاتی جدایی خود چاره ی کار و مشکل گشا خواهد بود؟؟؟

 

به قلم:خالد سعود البلـيهد

عضو مؤسسه ی:« الجمعية العلمية السعودية للسنة.»

ترجمه:عبیدالله

سایت خانواده ی خوشبخت

BlestFamily.Com


+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم مرداد 1390ساعت 12:47  توسط عبدالوهاب واعظی  |